با سلام خدمت تمام دوستان خوب و مهربانم این وبلاگ از این پس در نظر دارد تا تمام انتقادات و پیشنهاداتی که دارید و مربوط به استانهای خوزستان، بوشهر، چهارمحال و بختیاری، لرستان، هرمزگان، کهگیلویه و بویراحمد و ایلام که از مسئولین خود دارید را در این وبلاگ بنویسید تا در روزنامه فرهنگ جنوب که در این استان ها و شهرستان های همجوارشان گستره توزیع دارد منتشر کرده و به دست این مسئولین برساند تا شاید گره ای از مشکلات مردم حل شود به امید اینکه ما را در این امر یاری کنید و مشکلات را عینه با ما در میان بگذرید. شماره تلفن های دفتر روزنامه فرهنگ جنوب ۰۶۱۱۲۲۱۶۹۱۶ تلفن پاسخگوی مشکلات مردم، ۲۲۲۱۰۸۲ فکس، ۲۲۳۹۳۴۵ تلفن مربوط به قسمت های مختلف روزنامه که می توانید با آن به صحبت بپردازید. منتظر شما می مانیم تا بتوانیم با کمک شما مشکلات را به گوش مسئولین برسانیم.
بدقولی رئیس جمهور ایران جناب دکتر محمود احمدی نژاد به جامعه مطبوعات
و هنگامی که در سایت های خبری آمده بود از این پس کلیه ارگانهای دولتی اعم از شرکت های نفت و گاز موظف هستند آگهی های مزایده و مناقصه خود را به روزنامه ایران نورچشمی دولت در عین عدالت داده شود و دیگر روزنامه ها چه محلی و چه سراسری محروم خواهند بود، اشک و بغض بسیاری از مدیران مسئول و سردبیران و حتی کارمندان آن روزنامه ها سرازیر شد و روزنامه های نوپایی که چه آرزوهای بزرگی در سر می پروراندند دوباره عقب نشینی به هفته نامه یا تعداد صفحات روزنامه خود را کم کردند و در آخر تعدیل نیروهای تازه به کار گرفته خود چاره بقا می دیدند .
این بخشنامه موجب اعتراض عظیم روزنامه نگاران محلی و سراسری دیگر شد تا جایی که رئیس جمهور محترم قول دادند که این بخشنامه لغو شود و قول داده بود که خبر خوشی به خبرنگاران در روز خبرنگار خواهد داد خیلی از روزنامه نگاران فکر کردند که این خبر خوش شاید خبر لغو بخشنامه روزنامه ایران باشد ولی این خبر نه اینکه نداده شد بلکه هیچ خبر خوشی از رئیس جمهور محترم گفته نشد و رئیس جمهور محترم بدقولی خود را نشان دادند و غیر از این حتی سهمیه یارانه کاغذ روزنامه نگاران را هم کم کردند که با این کار نمک روی زخم روزنامه نگاران پاشیدند و روزنامه هایی را سراغ دارم که بیش از 4 الی 5 ماهی است حقوق کارکنان خود را نداده و تا مرز تعطیلی پیش می روند و مبلغ کلان بدهی ها به چاپ خانه ها و کارمندان خود را بالا آوردند و آه در بساطشان پیدا نمی شود و به این می گویند عین عدالت در تقسیم آگهی ها که مختص روزنامه ایران شد و حتی در خبرها شنیده ام که قرار است آگهی های شرکت های نفت و گاز را انحصاراً به روزنامه ایران بدهند.
روزنامه ای که یک بار توقیف شد به دلیل اهانت به مردم ترک زبان ایران ولی حالا نور چشمی دولت شده و هر آگهی را با مبلغ فوق گزاف دقیقاً 10 برابر قیمت روزنامه های محلی به چاپ می رساند و این است عدالت در دولت عدالت محور ورز
در آخر به آقای احمدی نژاد که کمال همکاری را با روزنامه نگاران کردند تا این بخشنامه لغو نشود و می توانستند همکاری کنند ولی بنا به دلایلی این کار صورت نگرفته دست مریزاد می گویم و امیدوارم در آینده بتوانند جواب قانع کننده ای به قشر عظیم روزنامه نگاران محلی و سراسری به غیر از روزنامه ایران بدهند .
دشیب ساعت 7:30 دقیقه از محل کار رهسپار خانه می شدم بازار و کوچه ها را گویی غمی عجیب فرا گرفته و هرکس را با چهره ای عبوس و ترسناک می دیدی انگار هیچ چیز زیبا نبود انگار هوای سرد اهواز رخت کنده بود تمامی عابرهای پیاده پر شده بود تبلیغات مختلف. خلاصه به طور عجیبی دور اطراف خود را نظاره گر بودم تا اینکه رسیدم به تاکسی های مقصد پردیس، وقتی سوار تاکسی شدم افراد تقریبا جوانی را دیدم که کمیسیون از تاکسیرانی ها که مسافر می زند می گرفتند سوال کردم این تکه کاغذ چی بود که این شخص گرفت و جواب داد به ازای هربار مسافر سوار زدن 50 تومان کمیسیون می گیرند بعد من سوال کردم آیا خدماتی هم ارایه می دهند گفت نه اینکه خدماتی ارائه نمی دهند بلکه ممکن است جریمه بشوی چون شخصی هستی و زیر نظر تاکسیرانی نیستی. که یک دفعه مسافری گفت: کاش همانند استان مشهد تاکسی ها نوبت را رعایت می کردند و این همه ، هم همه نمی شد هنگام سوار شدن، و یا تاکسی ای نگوید نفری 500 تومان . او گفت در مشهد باید نوبت بگیری و به مقصدی که می خواهی بروی حالا هرکجا که باشد حتی سهمیه بنزین هم به ماشین ها داده می شد و این خدمات را به تاکسی ها می دادند و به ازایش هربار مسافر می زدند مبلغ 100 تومان کمیسیون می گرفتند. که بسیار نظم و قانون در آن رعایت می شد و من لذت می بردم ولی در اهواز اینگونه نیست و همه چیز سردرگم است .
شخص دیگری گفت هنگامی که فرهنگ سازی نشود، اموال دولت را خراب کنند چه انتظاری است که رسیدگی شود که شخص دیگری در جواب گفت من واقعاً برای مسئولین متاسفم چون بلد نیستند به مسئولین رده بالای خود گلایه کنند به عنوان مثال هرگاه شورشی در تهران می شود یا بازی استقلال و پیروزی برگزار می شود ببینید چقدر خسارت به تهران وارد می شود آیا در اهواز اینگونه است چرا نباید مسئولین رسیدگی کنند آیا ماها فرهنگ نداریم یا تهرانی هایی که در روز عاشورا اینگونه شورش کردند و دین اسلام را زیر سوال بردند آیا مردم ما فرهنگ ندارند یا اینکه عقده نداشتن امکانات بالا نشینان را نداشتن در دل گذاشتن آیا ما امکانات نداریم که رسیدگی شود شما نگاه کنید خوزستان منبع همه چیز است ولی شهرهای حاشیه نشین اهواز را نگاه کنید به چه فلاکتی زندگی می کنند و با کمبود امکانات جزئی مانند آب آشامیدنی سالم، برق، گاز و ... مواجه هستند ولی شاهدیم دولت آنها را ترانسفور می کند به کشورهای همسایه آخه چرا ؟ یا حتی گاز را تا تبریز انشعاب می دهند ولی شهرهای حاشیه نشین اهواز از نعمت آن بی بهره هستند. مردم خوزستان 8 سال جنگ را تحمل کردند کشته ها دادند ، خانه و کاشانه و عزیزانشان را در این راه دادند تا زیر بار ذلت نروند اما این رسمه زمونه نیست که به مردم خوزستان تحمیل شده به هر حال در آن تاکسی هر کس خواسته ای داشت و هرگاه نقل صحبت باز می شد هرکس دل پرش را هرچند برای مدت کوتاهی خالی می کرد و در آخر سکوت جای همه این چراهای آن را می گرفت و باز خموشی و گلایه و شکایه در خفای دل مردم خوزستان آتش زیر خاکستر می شد .
دلم گرفته هم از خودم هم از این دنیا، انگاری دلتنگی همسایه روزهای زندگی ام شده و صبر و تحمل واژه ای بیگانه برای شخصیت دلگرفته و دلتنگ قصه ما شده. انگار که نه انگار ماه مبارک رمضونه و 9 روزش درحال سپری، صدای ربنا مثل همیشه به گوش نمی رسه. خونواده که نیست سفره افطار بچینیم وبعد از مدتها کنارهم افطاری یا سحری بخوریم باید تحمل کنم اما صدای دلتنگی قلبم روچه کنم، چطور اون رو آروم کنم .
هر روز از ماه رمضون رو به یاد دعای سحری که مادرم با اون زمزمه می کرد و می گفت:( اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ مِنْ كَلِماتِكَ بِاَتَمِّها وَكُلُّ كَلِماتِكَ تاَّمَّةٌ) رو به یاد میارم وگاهی اوقات خودروکه تنها می بینم به یاد اون موقعه گریم می گیره و میگم ای دل دلتنگی نکش تقدیر این بوده و دوباره به سفره ای که خود برای خود پهن کردم و تنها نشسته ام خیره میشم و با سحری یا افطاری که در اون چیده ام خودم رو گول می زنم تا وقت بگذره تا دوباره سرکار برم و روزهای تنهایی بسر بیاد تا شاید روزی ......
آره ماه رمضون امسال خیلی با سالهای قبلی فرق می کنه سالهای قبل ماه رمضون هوا سرد بود ومردم جلوی انزار عمومی چیزی نمی خوردند و بیشترکنترل می کردند خودشون رو، ولی امسال در هوای فوق العاده گرم اهواز که میشه گفت هنگام افطار پرنده ای در خیابون پر نمی زنه و خیابونها رو انگاری ماتم گرفته و انگاری کسی در شهر زندگی نمی کنه وکنترلی نیست و مردم به راحتی آبی می خورند.
ماه رمضون یادمه همیشه یا افطار دعوت بودیم یا افطاری دعوت می کردیم و همیشه خونه ها شلوغ بود ولی امسال چون خونواده ی من نیستند و خاله هام هم رفتند شهر دیگه، دیگه در فامیل کسی،کسی رو دعوت نمی کنه دیگه صله رحم بجا نمی یاد و از احوال هم به سختی باخبر می شیم.
دیگه از فرنی و نشاسته که هرسال روی سفره ها زینت بخش افطار یا سحری بود خبری نیست، باورم شده که امسال باید شبهای قدر رو تنهایی سپری کنم بدون شور و هیاهویی که یا در مساجد بود یا در خونه ها، امسال باید سیردل با خودم و خدای خودم و تنهایی خودم حرفها بزنم از اینکه تا آلان چطور بودم و چه نمره ای به خودم بدم.
تیک تاک ساعت نشون میده که ساعت 6:50 دقیقه بعداز ظهر روز یکشنبه 8/6/88 شهریور ماهه، تقریبا یک ساعت دیگه تا اذان مغربه دیگر به افق اهواز مونده و من و این کامپیوتر که مونسم شده و درد دلهایم و خدای خودم که دارم مطلب امروز رو می نویسم در اتاق کارم هستیم ومیشه گفت دفترکار سوت و کوره و فضای بی روح رو برای نوشتن مطلب من مهیا کردند و نمی دونم مطلب امروزم چنگی به دل می زنه یا که نه . امشب برای شما دوستان خوبم شعری دیگه می خوام بنویسم که امیدوارم خوشتون بیاد.
میشه خدارو حس کرد تولحظه های ساده
تو اضطراب عشق و گناه بی اراده
بی عشق عمر آدم بی اعتقاد میره
هفتادسال عبادت یک شب بادمیره
وقتی که عشق آخر تصمیمشو بگیره
کاری نداره زود یا حتی خیلی دیره
ترسیده بودم ازعشق عاشق ترازهمیشه
هرچی محال می شدباعشق داره میشه انگار داره میشه
عاشق نباشه آدم حتی خدا غریبه است
از لحظه های حوا ، حوا می مونه و بس
نترس اگه دل تو از خواب کهنه پاشه
شاید خدا قصه تو از نو نوشته باشه
لحظه ها چقدر زود می گذرند عمر ماست که زود داره تموم می شه و از لحظه دیگه خودمان خبر نداریم آیا عزیزانی که فوت شدند می دونستند اگر سوار هواپیما شوند بعد از 16 دقیقه با این دنیا خداحافظی خواهند کرد و صدای یاحسین یا حسین یا، یا ابوالفضل این نوجوانان عزیز که از کنار ما برای همیشه پر کشیدند و به تاریخ پیوستند در جعبه سیاه هواپیما شنیده خواهد شد قبل از سقوط هواپیما و دیگر هیچ چیز از آنها نمایان نخواهد بود جز خاطرات آنها برای خانواده داغدارشان، بله این رسم زمونه است که ما از ثانیه دیگر خودمان خبر نداریم پس بیایید قدر یکدیگر را بدانیم و به خدا پناه بریم و از خدا بخواهیم به خانواده این عزیزان صبر و شکیبایی بدهد امروز شعری از شادمهر عقیلی برای شما دوستان خوبم می نویسم فقط در آخر برای شادی روح این عزیزان فاتحه و صلوات بخوانید.........
لحظه ها همیشه خواستن که تو رو بگیرن از من
چه غریب و ناشناسه جاده ی به تو رسیدن
همیشه یه چیزی بوده شوقتو از دلم ربوده
ولی یک تپش دل من از غمت جدا نبوده
بیا بیا .... بیا بیا بیا
یه روز چشاتو وا کنی می بینی من تموم شدم
می بینی جام چه خالیه یا رفته ام پی خودم
اگه یه روز و روزگار پیش خودت باز بشینی
تمام این روزا رو جلو چشات باز می بینی
بیا بیا .... بیا بیا بیا
لحظه ها همیشه خواستن که تو رو بگیرن از من
چه غریب و ناشناسه جاده ی به تو رسیدن
همیشه یه چیزی بوده شوقتو از دلم ربوده
ولی یک تپش دل من از غمت جدا نبوده
بیا بیا .... بیا بیا بیا
چقدر ما فاصله داریم چرا اینو نفهمیدم
کاش اون روزا می مردمو یه جور اینو می فهمیدم
دیگه برام نمی مونی تو چشمات اینو می خونم
چقدر دلم گرفته باز نمی دونم چی بخونم
اول سلام ، دوم دوست نداشتم این گونه شروع به نوشتن شعری غمگین کنم که آدمی را اذیت کند
این شعر درموردگناهان آدمی است که هرگاه خطایی یا گناهی می کند بعد از آن توبه می کند ولی باز دوباره هوسی های گناه آلود و بی هدف سراغ آدمی می آید و دوباره آدمی اسیر آن می شود و از این بابت دلگیره از زمونه است چرا که خدا راهنمائیش نمی کند و او را به هر نحوی باز نمی دارد بلکه او را امتحان می کند تا انسان را متوجه خود سازد که آیا او دوباره این کار را خواهد کرد یا که خیر یا اینکه او سر وعده اش با خدای مهربان است یا که خیر اگر خدا مهربان نبود انسان را دوباره امتحان نمی کرد و در همان جلسه اول مردود می کرد و فرصت دیگری نصیب آن نمی کرد تا بلکه آمرزیده شود این شعر زیبا از محسن یگانه تقدیم شما دوستان خوبم امیدوارم خوشتان بیاید
آی خدا دلگیرم ازت آی زندگی سیرم ازت
آی زندگی میمیرمو عمرمو میگیرم ازت...
این غصه های لعنتی از خنده دورم میکنن
این نفسهای بی هدف زنده به گورم می کنن
چه لحظه های خوبیه ثانیه های آخره
فرشته ی مردن من منو از اینجا میبره
چه اعتراف تلخیه انگار رسیدم ته خط
وقت خلاصی از هوس آی دنیا بیزارم ازت
شریک ضجه های من! بگو که گوشت بامنه
ببین که زخمای تنم شاهد حرفای من
آی خدا دلگیرم ولی احساس غم نمی کنم
چون با توام پیش کسی سرم رو خم نمی کنم!
سلام به شما دوستان عزیزم نمی دانم این مطلب را می نویسم به گوش ریس جمهور منتخب ایران می رسد یا که نه قبل از نوشتن مطلب به تصاویر خوب نگاه کنید بعد تصمیم عاقلانه در مورد این مطلب بگیرد ببینید آیا حق دارم ناراضی باشم و اینگونه مطلب بنویسم یا که نه.......


نمی دانم آقای احمدی نژاد عزیز به خوزستان خصوصا در این فصلها : خرداد، تیر، مرداد، شهریور، مهر ، آبان آمده است یا نه نمی دانم گلایه را به رئیس جمهور باید بنویسم یا نمایندگان بی کفایت خوزستان ، نمی دانم باید به رئیس جمهور بگویم که در این 6 ماه خوزستان را با گرد و خاک شدید دیده ، نمی دانم رئیس جمهور یا نمایندگان مجلس (خصوصا نمایندگان خوزستان) دیده اند که خوزستان را ماتم خاک گرفته که تمامی این خاک ها از ستم عراق می آید و شاهدیم که در عراق همه ساله جنگ و خونریزی با بمب های رادیواکتیوی به سمت خوزستان می آید و شاهدیم که بچه ای سه ساله عاصم می گیرد یا بچه هنوز به دنیا نیامد باید سقط جنین شود چون به دلیل این گرد و خاک به اندازه کافی رشد نکرده و در شکم مادر فوت شده یا گزارشهای دیگر هوا به حدی است که پیرمردها و پیرزنان و زنان باردار از خانه بیرون نزنند خوب رئیس جمهور منتخب یا نمایند گرامی تفریح مردم را چه می خواهی بکنی به مسافرت آیا بروند مگر خرج و مخارج سنگین می گذارد که مردم به مسافرت بروند یا هنگامی که این پدیده رخ می دهد آیا چاره کار این است که ادارات و مدارس را تعطیل کنید پس نباید فکری به حال این معضل کرد.
2- وضعیت بسیار اسفبار آب اهواز، شنیده شده بود که مدیرعامل آب اهواز وام بانک جهانی از سویس گرفته تا آب کارون را لایروبی کند ولی می بینیم که نه اینکه لایروبی نشده بلکه آب کارون انتقال داده شده و همچنین به حدی شدید بوی تعفن از رودخانه کارون بلند می شود که گردشگران را برای تفریح از آن محل فراری می دهد البته اگر کسی به دلیل این بدی هوا به بیرون برود .از بحث خارج نشویم چه موقع رودخانه تقریبا خشک کارون لایروبی خواهد شد چه موقع دوباره کارون را پربار خواهیم دید ، چه موقع آب تصفیه به لوله های مردم وارد می شود یعنی اینکه این آب هیچ گونه خطر آلودگی نداشته باشد ، چه موقع پساب نیشکر ، فولاد، پتروشیمی ، بیمارستان ها و فاضلاب مردم به رودخانه سرازیر نمی شود آقایان کی جواب این سوال را خواهید داد؟
3- وضعیت کشت و صنعتهای خوزستان که در مناظرات شما گفته شده تعطیل شده آقای رئیس جمهور آیا ایران عزیز با این همه منابع خدادادی که دارد نمی توانست این شرکتها را حمایت مالی کند تا به سود دهی برسند تا اینکه تعطیل شود و خدا می داند چند نفر بیکار به بیکارهای خوزستان اضافه شد آیا بودجه ممکلت برای این چند کارخانه کم بود و نمی توانست دولت آنها را حداقل به بخش خصوصی واگذار کند. یا خود را هنگام سود دهی این شرکت سهیم کندو آن را پشتیبانی مالی نماید؟
4- آقای رئیس جمهور می دانید چرا من ناراحتم به این دلیل که هر روز از رودخانه کارون می گذرم می بینم داره به کویری خشک تبدیل می شود می بینم که پروژه انتقال آب کارون را حداقل شما متوقف نکردید می بینم که پروژه قطار شهری اهواز با اینکه زودتر از شهر شیراز آغاز به کار کرد ولی شاهدیم که شیراز رو به اتمام این پروژه است و خوزستان هر روز یک مسئله باب می شود که به آثار باستانی اردشیر خورده و باید این پروژه متوقف شود یا اینکه مسیر را باید از راه دیگر آغاز کنند و این مسیر را برای ساخت کلا بی خیال شوند و نهایت این است که آن مسیر فاقد مترو شود و مردم با ماشین های بدون کولر در هوای گرم بالای 50 درجه به محل کار روند و بعد از کار که ترافیک سنگینی بوجود می آید باید ساعتها منتظر بماند تا ماشین گیرش بی آید یا اینکه دربستی برود یا اینکه کرایه بیشتری بدهد تا به منزل برسد، البته ترافیک سنگین از بعد از ظهر به بعد شروع می شود چون کمی هوا بهتر است. نمی دانم دلیل اینکه پروژه های خوزستان خیلی دیر به اتمام می رسد چه می تواند باشد آیا بودجه کافی در اختیار آنها نیست یا اینکه مسئولین کم کاری می کنند یا اینکه دیر و زود داره ولی سوخت و سوز نداره می باشد در این سوالی ذهنم را مشغول می کند آقای رئیس جمهور اگر بودجه پروژه ها را می دهید و نمایندگان کاری نمی کنند چرا این نمایندگان عزل نمی شوند و اگر بودجه ای نیست چرا قول ده ها پروژه را در سفرهایتان به مردم شهر یا استان قول می دهید؟
5- آقای رئیس جمهور، مملکت اسلامی خودمان محتاج کمک های مالیست که فقیران سطح شهر را سروسامان دهد تا شاهد نباشد کسی را فقیر و شخصی را غنی ببیند ولی می بینیم که بیش از حد معمول به کشورهای همسایه کمک مالی و ... می شود چرا این کمک ها نباید به مردم ایران شود مگر ما در بعضی از موارد خود کفا نیستم چرا باید واردات محصولات خود کفا را شاهد باشیم در صورتی که می توانیم صادرات محصولات خود کفا را شاهد باشیم آیا گونه نمی توانست باشد آقایان مسئولین؟
6- آقای رئیس جمهور چرا باید لوله سازی اهواز ورشکسته بشه ، آقای رئیس جمهور چرا باید وضعیت آب اهواز این باشد، آقای رئیس جمهور چرا باید از 12 ماه سال 6 الی 7 ماه آن از خاک استان دیده نشود ، آقای رئیس جمهور چرا نرخ بیکاری در هر استان اینقدر زیاد است و افراد غیربومی در هر استان خصوصا خوزستان اینقدر زیاد شده که کار برای افراد بومی نیست وافراد بومی مجبور به تاکسیرانی یا میوه فروشی یا دست فروشی شوند البته با مدارک تحصیلی بالا ، آقای رئیس جمهور چرا خوزستان خصوصا اهواز مکان تفریحی ندارد، آقای رئیس جمهور دو درصد تخصیصی نفت به خوزستان چه شد، آقای رئیس جمهور چرا هنوز خرمشهر ، آبادان، سوسنگرد، هویزه، لالی ، دشت آزادگان ، شوش، شادگان و دیگر شهرها در فقر و بدبختی بسر می برند آیا بودجه نیست که به این شهرها رسیدگی شود می دانم که هست و کمک مالی به کشورهای فقیرنشین همسایه می شود و دلیل این همه کمک مالی را نمی دانم آیا آنها تا به حال کمکی به ما کرده اند غیر از ضرر و وارد کردن منافقین از عراق و .. اگر بودجه ای تخصیص داده می شود و نمایندگان کاری نمی کنند چرا آنان را عزل نمی کنید و افرادی دلسوز و خدمتگزار در این پست مهم نمی گذارید تا رسیدگی به این شهرهای محروم شود آقای رئیس جمهور دلم پر است البته نه فقط در دوره شما در دوره های قبلی هم همین گونه بوده ولی انتظارات از شما که اینقدر مسرانه پیگیر مسئله این استان و آن شهرستان هستید بیشتر است و جا دارد یک خدا قوت به شما گفت که دست خیلی افراد که اسم و رسم دار بودند و مملکت را می خورند رو کردید ولی سوالی است حالا که شما رئیس جمهور هستید و قدرتی در دست دارید و این افراد را در مناظره ها افشا کردید چرا به میز محاکمه نمی کشانید تا قضیه این همه پولها که برده شد و این همه فضاحت باریهای که به بار آوردند معلوم شود یا برای ضد تبلیغات شما این کار را کردید یا اینکه هدفی دیگر دارید که معلوم نیست که می خواهید آن را بگویید البته دوست داریم مثل قضیه های دیگر شما مانند انقلابی در دانشگاه ها خواهیم کرد نشود یا دست افراد سودجو را رو می کنیم و به میز محاکم می کشانیم نشود؟
آقای رئیس جمهورآیا نباید تفاوتی بین شهرها قائل شوید مثلا در استانها و شهرهای که بدی آب و هوا را شاهدیم میزان کاری را کمتر کرده خصوصا در روزهای گرم تابستان یا اینکه زودتر از شهرهای خوش آب و هوا بازنشسته شوند تا نیروهای جوان وارد کار شوند و ایجاد شغل بیشتر شود تا اینکه فرد بعد از سی سال خدمت بازنشسته شود البته می توانید این مدت را همانند دوره سربازی کمتر کرده و در شهرهای بد آب و هوا این مدت سابقه کاری از 30 سال به 20 الی 25 سال تبدیل کنید با همان حقوق قبلی .
در آخر قضیه سیدهای خوزستان را فراموش کردم بگویم با اینکه آنها را دستگیر کردید ولی پولی به افرادی که مالباخته بودند پرداخت نشد چرا ؟
آدمی هنگامی که بدنیا می آید با هدفی پا به جهان هستی می گذارد و این هدف را دنبال می کند ممکن است این هدف پاک و خدایی باشد و یا شوم و شیطانی . آدمی به پدر و مادر و یا دوستان خود و جامعه می نگردند و تحت تاثیر این موارد قرار می گیرد. بعضی از آدم ها چون خداوند را بخشنده و مهربان می بینند می گویند گناه می کنیم و بعد توبه می کنیم خدا می پذیرد و دوباره این کار را بعد از مدتی انجام می دهند خداوند کریم در قرآن می فرماید: آيا مردم گمان كردند همين كه بگويند: «توبه می کنیم) به حال خود رها مىشوند و آزمايش نخواهند شد ما كسانى را كه پيش از آنان بودند آزموديم (و اينها را نيز امتحان مىكنيم); بايد علم خدا درباره كسانى كه راست مىگويند و كسانى كه دروغ مىگويند تحقق يابد! آيا كسانى كه اعمال بد انجام مىدهند گمان كردند بر قدرت ما چيره خواهند شد؟! چه بد داورى مىكنند! كسى كه اميد به لقاء الله (و رستاخيز) دارد (بايد در اطاعت فرمان او بكوشد) و خدای مهربان می فرماید کسانی که توبه کنند و به ما ایمان آوردند گناهان آنها را خواهیم بخشید زیرا خداوند بخشنده و مهربان است. آدمی تا زنده است باید همواره به یاد خدا باشد زیرا نمی داند تا چه وقت زنده است .عالمان اخلاق میگویند: منشأ و انگیزه درونی گناهان، سه نیروی نفس میباشد: 1. شهوت، غضب و وهم. نیروی شهوت، انسان را به افراط در لذت خواهی نفسانی میکشاند و سرانجامش، غرق شدن در فحشا و زشتیهاست. نیروی غضب، انسان را به ظلم، طغیان، آزار رسانی و تجاوز، وادار میکند. نیروی وهم، روح برتری طلبی، انحصارجویی، تکبر و خودخواهی را در انسان زنده میکند و او را به گناهان بزرگی وارد میکند. به این مثال توجه کنید: آب، در عین حال که مایه حیات تمامی جانداران میباشد، اگر مهار نشود، به صورت سیلابی جریان مییابد و باعث نابودی حیات بشر میشود. بنابراین، این پدیده حیاتبخش نیز نیاز به سد سازی و مهار دارد و در صورتی برای بشر مفید خواهد بود که به هنگام نیاز، در کانال کنترل شده خاصی قرار گیرد و از دریچه مخصوصی، به مقدار نیاز، جریان یابد و در غیر این صورت، طغیان میکند و به باغها، کشتزارها و خانهها سرازیر شده، همه را ویران خواهد ساخت. در مورد انسان نیز نیروی غضب، برای دفاع و شهوت، برای بقای نسل، لازم است؛ ولی اگر این دو غریزه بر اثر افسار گسیختگی طغیان کنند، موجب بروز جنایات ویرانگر و انحرافات جنسی و بیعفتی خواهند شد. در نتیجه اگر بخواهیم جامعه را از لوث گناه پاک سازیم و یا وجود خویش را از آلودگی گناه حفظ کنیم، راهی جز کنترل و تعدیل غرایز و تمایلات نفسانی نداریم.
حل مشکل
1. گناهشناسی؛ شناخت گناهان و تفکر در آثار دنیوی و اخروی آنها، گام نخستین شناسایی تصویر زشت گناهان و زمینهساز تنفر از گناهان است. برای مبارزه اساسی با گناه، راهی جز تقویت اراده وجود ندارد. دانستن سرنوشت انسان در حیات اخروی و معاد، چه کمکی به انسان میکند؟ معاد و قیامت، فردای زندگی انسان است؛ فردایی که باید آن را بسازد و تا ابدیت در آن بماند. انسان باید بداند که عازم کدام وادی و مسافر کدام اقلیم وجود است؛ باید بداند که برای فردای خود، چه توشهای فراهم کند و چه مقدار به کار و کوشش بپردازد؛ ببیند با چه کسی میخواهد همراه و همنشین شود تا در قیامت، با مشکل روبهرو نگردد. یکی از مهمترین مراحل خودسازی، رفع زمینههای گرایش به گناه است. نقش ذکر و یاد خدا : ذکر خدا، آثار مثبت فراوانی دارد. ذکر، از آن جهت که با ذاکر اتحاد وجودی مییابد و باعث حضور خداوند در دل و جان مؤمن است، موجب میشود که ذاکر، خود را در محضر خدا حاضر ببیند و از کمال قرب او بهره مند شود و در نتیجه، بر محور حیا، از بسیاری از افکار پلید، اخلاق زشت و اعمال نکوهیده، پرهیز کند.
دستور العملهای ترک گناه : کنترل چشم؛ امام صادق علیهالسلام فرمود: «نظر دوختن، تیری مسموم از تیرهای ابلیس است و چه بسا نگاهی که حسرت درازمدتی را (در دل) به ارث بگذارد بنابراین، انسان باید تا حد امکان، از حضور در مجالس مختلط یا برخورد با نامحرم پرهیز کند. کنترل گوش؛ باید از شنیدنیهایی که ممکن است به حرام منجر شوند و زمینهساز حرام هستند، پرهیز شود؛ مانند موسیقی حرام، صدای شهوت انگیز نامحرم و... . ترک هم نشینی با دوستان ناباب؛ دوستانی که باعث میشوند انسان گناه را مزمزه کند، در واقع دشمن هستند و باید از آنها پرهیز کرد. از امام سجاد علیهالسلام، از همراهی و سخن گفتن و رفیق بودن با پنج کس نهی فرموده که عبارتند از: دروغگو، گناهکار، بخیل، احمق و کسی که قطع رحم کرده است.
ترک فکر گناه : ترک زمینه گناه، سهم بسزایی در ترک فکر گناه دارد. سعی کنید که فکر گناه را به یاد خدا تبدیل کنید. اشتغال به برنامه شبانه روزی : حتماً باید شبانهروز خود را با برنامهریزی صحیح و متناسب وضع روحی و جسمی خود پر کنید و هیچ ساعت بیکاری نداشته باشید تا نفس شما مشغول شود. در اوقات بیکاری وسوسههای نفس و شیطان به سراغ انسان میآید و او را به فکر گناه و سپس به خود گناه میکشاند. امیرالموءمنین علی علیهالسلام فرمود: «به راستی و حقیقت، این نفس (انسانی)، پیوسته و مرتب به بدی امر میکند؛ در نتیجه، هر کس آن را به خود واگذارد (و به کاری نگمارد)، نفس او را به سمت گناهان میکشاند».روزه گرفتن : روزه گرفتن، قوای حیوانی و شهوانی انسان را تضعیف میکند. اگر قوای شهوانی ضعیف شود، فکر گناه هم کم رنگ شود. امام جعفر صادق علیهالسلام فرمود: «هرگاه شکم پر شود، طغیان میکند».4 مفهوم حدیث، این است که اگر شکم پر نشود، طغیان نمیکند و بهترین نوع گرسنگی، همان روزه گرفتن است. تذکر این نکته بسیار ضروری است که روزه نباید برای بدن ضرری داشته باشد وگرنه شرعاً حرام است. و نیز نباید مزاحم انجام کارهای روزمرّه باشد. در هر صورت، اگر برای روزه گرفتن ممکن نیست، ساعات پرداختن به ورزش باید افزایش یابد. هر روز ورزش لازم است؛ البته آن ورزشهایی که برای بدن ضرری ندارد؛ مثل نرم دویدن و نرم طناب زدن و انجام حرکتهای کششی.
چند توصیه
هیچ گناهی را کوچک نشمارید. در ابتدای روز، با خدای متعال شرط کنید که گناه نکنید و در طول روز، مراقب اعمال و رفتار خود باشید و در پایان روز، از خویش حساب بکشید. اگر از عملکرد خویش راضی بودید، خدای را شکر گویید و در صورتی که راضی نبودید، بر خویش سخت بگیرید. بدانید که همواره در محضر خدای بزرگ هستید و او بر وجود شما اشراف دارد و از ظاهر و باطن شما آگاه است. از خداوند با دعا و نیایش استعانت و استمداد بجویید؛ زیرا که خود فرمود: «اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود، هیچ کدام به فضیلت و تزکیه روی نمیآوردید».اعمال و عادات نیکو را جایگزین رفتار ناپسند نمایید؛ مانند شرکت دائمی در نماز جماعت، نماز شب و دعا. قرآن کریم میفرماید: «خوبیها، سرانجام میدان را بر بدیها تنگ خواهد کرد و آنها را از بین خواهد برد». همچنین مطالعه پیرامون زندگی پارسایان و زاهدان و مطالعه کتابهای اخلاقی را فراموش نکنید.
ای کاش این تاریخ دوباره تکرار نمی شد 24/12/81 که آلان 6 سال از اون به سرعت برق و باد گذشت و آلان 24/12/87 می باشد آری این تاریخ را هرگز فراموش نخواهم کرد چون بزرگترین ضربه روحی را من تو این تاریخ خوردم آنقدر بد بود که بعد از شش سال هنوز یاد و خاطره اش فراموشم نشده بیاد دارم که بازی استقلال و الاتحاد بود که استقلال این بازی رو واگذار کرد مادرم آمد از خونه پدرش و گفت: مادرجون حالش خوب نیست بلند شید برید سری بهش بزنید ممکنه فردا اون رو نبینید من گفتم مادرم بزار فردا می ریم در همین لحظه بود که تلفن خانه به صدا درآمد و مجتبی گوشی رو برداشت و خبر ناگواری رو از پشت تلفن به او دادند آری خبر فوت مادربزرگم تن مجتبی دادشم را لرزاند او به حالت اشاره به من گفت مادرجون رحمت خدا رفت و با حالت بغض از خونه زد بیرون و من بعد از ربع ساعت مات و مبهوت ماندن با اتاق وسطی خونه رفتم و آرام گریستم و مادرم که متوجه شد من با ناراحتی به اتاق وسطی رفتم پیگیر شد ببیند من چم شده وقتی متوجه ماجرا شد زنگی زد خونه پدری و وقتی صدای شیون و زاری خواهراش و برادرشو شنید متوجه موضوع شد که آری مادری مهربان و دلسوز و رنج دیده از این دنیا رفت و دعوت حق را لبیک گفت .
امروز که به بهشت آباد رفته بودم هیچ کس نیامده بود سر مزار او، انگار همه او رو فراموش کرده بودند انگاری کسی دلش برای او تنگ نشده بود فقط در قطعه روبرو شخص تازه ای رو به خاک داشتند می سپرند که پرسیدم دیدم او هم مادری مهربان و دلسوز است بنام خانم فاطمه یزدی که او هم دعوت حق را لبیک گفت و چنان روضه ای برای او گذاشته بودند که دل آدمی رو کباب می کرد این رسم روزگاره آری یک شب شاد و خندانی ولی فردا نیستی ، دلم از این همه غم و رنج کبابه انگاری دنیا دلش گرفته بود وقتی به بهشت آباد رفتم سوت و کور همه جا رو فرا گرفت بود هوا ابری و گرد و خاک بود و سوز بدی در بهشت آباد ورزید انگار به عالم برزخی رفته بودم تمامی قبرها زل می زند با نوشته هایشان روی سنگ قبر و سکوت کرده بودند انگاری همه این مزارها تشنه ی درد دل بودند که کسی به مزارشان برود و از احوال اونها با خبر بشه که روزگار چگونه می گذرد به حدی بهشت آباد پر از مزار بود که من مزار مادربزرگم را گم کردم انگاری تمامی قبرها من رو صدا می زدند و می گفتند خوش آمدی به بهشت آباد انگاری می خواستند پیامی رو به من برسونند ولی من متوجه پیامشان نمی شدم من در این فکر بودم که کسی من رو به سمت خود بکشاند که اون مزار مادربزرگم بود که روی آن تاریخ فوت زده شده بود 24/12/81
من چقدر دلگیر شدم وقتی کسی رو ندیدم حتی کسی نیامده بود مزار او رو بشوره و درد دل کنه ولی من مزار اون رو شستم و بیش از نیم ساعت سنگ قبر اون رو نوازش می کردم چون می دانستم خانه ابدی مادربزرگم رفته ام و خوب است اون رو نوازش کنم چه احساسی به من می داد وقتی سنگ قبر مادربزرگم رو نوازش می کردم
من هنگام نوازش گریه ام گرفت انگاری تازه متوجه شده بودم که پیش کی اومدم انگاری تازه متوجه شده بودم که مادربزرگم چقدر دلش برام تنگ شده بود که من رو دعوت کرده بود که به مزارش برم و خونشو برایش بشورم آخ که چقدر دلم برای یک بار دیدن او تنگ شده بود فقط دلم می خواهد دوباره اون رو ببینم و اون رو توبغل بگیرم و ببوسم و بگم حلالم کن اگر سر نمی زدم خونه و احوالت رو نمی گرفتم من رو حلال کن اگر بدی از من دیدی من رو به بزرگی خودت ببخش و حلالم کن،
من چقدر با رفتن او احساس تنهایی می کنم فکر می کنم دنیا برایم رنگ و بویی نداره حس می کنم انگار دنیا برام به آخر رسیده و بدون اون زندگی معنی و مفهومی نداره اون همیشه به من می گفت می دونم عروسیت را نمی بینم و متاسفانه همین اتفاق افتاد.
و خدا اون رو بیشتر از ما دوست داشت که به سوی خودش برد. خدا حافظ عزیز دوست داشتنی ، خداحافظ مادربزرگم تو آروم بخواب دیگر رنج نخواهی کشید دیگر بدیهای این دنیا نخواهی دید و به دل نخواهی کشید و این همه رنج که تو زندگی کشیدی دیگر نخواهی کشید مادرجون بخواب ، ولی بخوابم بیا چون دوباره دلتنگ مهربانیهایت شدم .....................
خلوتی می خواهم از غم تا بگریم
از غم مادر دو صد دریا بگریم
تا بهشتم زیر پای مادر است
هستی من از دعای مادر است
دوست دارم با صدای مادرانه
بشنوم آن قصه های کودکانه
ای شفا بخش تمام دردها
ا ی خدا تنها تو مگذاری مرا
هستی من از دعای مادر است
تا بهشتم زیر پای مادر است
این روزها چقدر هوای تو می کنم حتی غروب گریه برای تو می کنم
امروز هم در حال سپری شدنه یک روز فوق العاده ساکت و بی روح انگار که نه انگار عید نزدیکه ، انگار شوری تو خیابانها نیست ، انگار مردم خوشی رو دوست ندارند چون همش در غم و اندوه بودند و یا مشکلات زندگی نمی گذارد که مردم کمی خوشی به خود ببینند . وای این روزهای عمر عجب سریع در حال سپری شدن هستند یک سال دیگر هم گذشت و ما عزیزان دیگر رو در کنار نداریم امسال هم بایستی بدون عزیزان به سراغ سال نو برویم و بدون آنها خانه هایمان را رنگین کنیم امروز تو ماشین آهنگ زیبایی از جمشید گوش دادم و خیلی از این آهنگ خوشم اومد دوست دارم شما عزیزان هم این آهنگ رو گوش بدهید حتما خوشتان می آید من اون رو نوشتم برای یک بار گوش دادن خیلی ارزش داره. راستی 24/12/80 فوت عزیزترین کسم بود که یادش را گرامی می داریم و روحش شاد (مادربزرگ بتول صادقی)
یه روزی دل به تو دادم
قلبمو دست تو دادم
قدرمو تو ندونستی
کاشکی اینو فهمیده بودم
دوست دارم واسه من گریه نکن.
دوست دارم فقط منو رها نکن.
حسرت طعم زندگی مونده به روی باورم
چه طور میشه بی تو نموند وقتی تو میخوای که برم
دوست دارم واسه من گریه نکن.
دوست دارم فقط منو رها نکن.
چی میشد یک شب دیگه همدم خواب من بشی
به این همه پریشونی این همه مبتلا نشی
به خدا هیچکی تو دنیا مثل من دوست نداره
هیچ کسی مثل خود من هوای چشم تو نداره
دوست دارم واسه من گریه نکن.
دوست دارم فقط منو رها نکن.